راه لذت از درون دان نه از برون*

اخیرا تفکراتم در مورد لذت و لذت بردن هست، در مورد استرسی است که همراه همیشگیم هست. به این نتیجه رسیده ام که دقیقا باید از مسیر لذت برد. تجربه محقق کردن اهداف مختلفی را دارم که برای هر کدام کم استرس نکشیده ام، لذت موفقیت اما فرّار است. حتی رسیدن به بزرگترین اهداف معنایش این نیست که از فردایش در اقیانوس آرامش و بی دردی غوطه می خوری، معنایش این است که تو توانستی کاری را انجام دهی و از فردا سطح انتظارات و توقعاتت بالاتر می رود پس به طور مستقیم سطح دغدغه ها و تلایش هایت هم وسیع تر می شود و برای من نوعی، سطح استرسم. حالا اگر منتظر این باشم که روزی فرا رسد که بدون دغدغه و نگرانی پاهایم را بیاندازم روی هم و فقط از داشته ها و اندوخته هایم ( معنوی و مادی) لذت ببرم، به نظر که انتظار بی پایانی پیش رویم خواهد بود. از آنجایی هم که یکبار و آن هم محدود فرصت زندگی در اختیارم هست، پس تنها راه حلی که باقی می ماند این است که با عشق طی طریق کرد و لذت برد از همه لحظه ها، از استرس ها، از سختی ها، از ناملایمات، از خوبی ها، زیبایی ها، از پیروزی ها. نوشته ام شعارگونه می ماند. شبیه یادداشت های مثبت اندیشی و روانشناسانه. اما شعار نیست هدف است. قطعا لذت بردن در شرایط سخت و استرسی کار آسانی نیست اما زمان محدود است و وقت اضافه ای برای لذت بردن وجود ندارد، باید تمرین کنم که ضمیر ناخودآگاهم عادت کند به لذت بردن.

اولش که شروع به نوشتن این یادداشت کردم خواستم در پی نوشت بنویسم یک استثناء برای لذت نبردن خودم قائل می شوم و آن هم زمان در اداره بودن است. اما حالا که هم می فکرم و هم می نویسم می بینم که حیف است چند ساعت از روزم را تمرین نکنم و بی فایده رها کنم. همه چیز و همه جا و همه کس می تواند اسباب لذت من باشد.

 

پی نوشت: بالاخره چند نفر پیدا شدند که مقاله سوم را بفهمند و بالاخره ریوایز خورد. ریوایز سنگینی است ولی قطعا لذت بخش خواهد بود (تمرین اول) از خود راضی

 

*: مولانا

/ 7 نظر / 9 بازدید
قاسم

سلام. باز تکرار میکنم!! گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش زندگی کردن در لحظه و داشتن نگرشی مبنی بر لذت بردن از تمامی لحظات و استفاده بهینه کردن از هرگونه فرصتی نعمت بزرگی است. وقتی در شرایط مشابهی مثل شما (به ویژه شرایطی ناشی از محل کار) قرار میگیرم، به خودم میگویم که اگر میتوانی تغییر دهی؛ پس معطل چه هستی؟ و اگر نمی توانی تغییر دهی و مجبور هستی؛ پس حداقل بهترین استفاده را کن!

آيدا

سلام وبلاگ تونو ديدم واقعا وبلاگ خوبي داريد ، منم يک سايت دارم با موضوع شبکه اجتماعي به اسم کليکي ها محيط خيلي جذاب و سالمي داره با کلي عضو صميمي و مهربان که واقعا خوشحال ميشم بياي و عضو بشي منتظرم عزيز clickiha.net

my name is nobody

سلام اصولا تمام لحظلات زندگی بنده لذت بخش است به غیر از دقایقی که "افرادی " حضور دارند که تحمل کردنشان از روی اجبار است.

my name is nobody

سلام مجدد من تلاشم رو کردم!! گشتم نبود ، نگرد نیست!!! بدرود

my name is nobody

درود انچه شما در آینه می بینید، ما در خشت خام دیده ایم! بدرود

زری

سلام. وای که چقدر سخته ولی حتما شدنیه. اصلا همینکه به حدی برسیم که دلمون همچین تغییراتی را بخواد خودش یه بخشی از مسیر لذتبخش لذت بردن از مسیر زندگیه[بغل]

آسمان

سلام صبای عزیز. من هم اخیرا راه حلی یافته ام برای اینکه بتوان از همه لحظات لذت برد:) حتی آن لحظه هایی که با کسانی هستیم که دوستشان نداریم یا ترجیح میدهیم با آنها نباشیم....راستی دارم روی ترجمه کتابی کار میکنم که در ارتباط با شادی است...