شکر خدا *

از عید فطر به این طرف هفته ای یک عدد نامزدی و تولد و عروسی و مهمانی های این مدلی دعوت بودیم خدا را شاکرم بابت شادی فامیل (هر چند همه اش مربوط به یک خانواده بود! چشمکخلاصه که آهنگ سلیمو سلیمو نیشخند دست از سر ذهن من بر نمی داشت، تا اینکه دیشب رفتیم کنسرت شهرام ناظریلبخند و روحم آرام گرفت و از شر این آهنگ های بندتمبانی+ نجات یافتم. شکراً لله.

از جمعه هفته پیش تا پریروز شده بودم کلکسیون بیماری ها، سردرد، سرگیجه، تهوع، سرماخوردگی، معده درد شدید، تاری دید، و شدیدا می ترسیدم که مشکلات دوسال قبلم تکرار بشه که خدا رو شکر از همه دردها سربلند بیرون اومدم. لبخند

شماره چشمم 2.5 برابر شده، این پیشرفت عظیم رو که فقط طی 8-9 ماه اتفاق افتاده و حاصل تلاش های خودم به تنهایی و بدون کمک هیچ اجنبی هست رو به خودم صمیمانه تبریک میگم. باشد که در سایر عرصه های زندگی نیز با چنین سرعتی بدرخشملبخند

 

* شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا

بر منتهای همت خویش ان شالله کامران خواهم شدلبخند 

 

+ : پی نوشت: تنبان صحیح هستا ولی ما قلب به میم را در کلمات این شکلی در نوشتارمان هم لحاظ میکنیم. دیکته خودتان ضعیف استنیشخند

/ 4 نظر / 31 بازدید
قاسم

سلام. طنزنوشته جالبی بود. بخصوص اون آهنگهای بندتمبانی!! خوش به حالتون با کنسرت شهرام ناظری.

آرام

سلام صبا بانو یعنی عاشق این لحن نوشتنتم[قلب][ماچ] بعد هم چرا تولد و عروسی و آهنگ های بند تمبانی رو دوست نداری، این مغایر با اون فلسفه لذت بردن از لحظه هاست که پست قبل نوشته بودیا[چشمک] تو رو خدا مواظب چشمهات باش. کمتر به مانیتور و گوشی موبایلت خیره شو عزیزم.[ماچ]

آسمان

چقدر عالی برای شادی ها.... بیشتر مراقب چشمانت باش :(

my name is nobody

درود ما دلمون لک زده واسه یه عروسی و یا هر چیز مشابهی که بزن و برقص توش باشه!!!! بچه های قلعه قر تو کمرشونه اگه بیرون نزنه گیرپاژ میکنه!!! بدرود شاد باشید