منوی مرگ

قبل تر ها همیشه فکر میکردم که کسی که به بیماری مبتلا شده و می داند مثلا تا یکسال دیگر بیشتر زنده نیست خیلی خوش به حالش هست از اینکه هم خودش و هم اطرافیانش برای مرگش آماده می شوند. تا چند مدت پیش که طی چند روز خبر فوت افرادی را شنیدم که در خواب ایست قلبی کرده اند و بدون هیچ مشکلی و یکباره چراغ زندگی شان خاموش شد. خیلی جدی به نوع مردنم فکر کردم به اینکه اگر منوی مرگ باز بود آیا مرگ ناگهانی و یکباره را انتخاب میکردم؟ مجددا استرس گرفتم پس کارهایم چه؟ خانواده ام گناه دارند؟ من هنوز آمادگی ندارم. ایست قلبی برای پیرها خوب است نه من!! بعد فکر کردم  یعنی من اگر سرطان بگیرم و به سرطان یا مرض مشابه بمیرم کارهای عقب مانده ام دیگر عقب نیستند؟ خانواده ام راضی اند؟ مطمئنی هر روز صبح و شب با خدا کشتی کج نمی گیری که چرا من؟!! اصلا بین آن همه درد می توانی کارهایت را انجام دهی؟ هیچ وقت دوست نداشته ام به تصادف بمیرم.  فکر کردم و فکر کردم. به اینجا رسیدم که هیچ فرقی ندارد!! من در حال تلاشم، در مسیری که فکر میکنم صحیح است، اینکه کجای این مسیر سوت پایان به صدا در بیاید چندان مهم نیست، چون این مسیر خط پایان مشخصی ندارد! به فرض که یکسال قبل از مرگ حتمی ام دانستم که قرار است بمیرم آیا راهم را عوض خواهم کرد؟ مگر شب امتحان است یا قرار است کنکور بدهم که یک سال و تلاش و پرداختن به کارهای عقب مانده جواب بدهد و سرنوشتم را عوض کند؟ مگر کارها تمامی هم دارد؟ این تمام شد یکی دیگر!!  اصلا تو فکر کن که حالا سرطان گرفته ای و 6 ماه بیشتر زندگی نمیکنی، حتما که نباید درد بکشی و هزینه کنی و خون به دل خانواده ات شود، توی این فرصت 6 ماهه چه می کنی؟ 

اینقدر سوال های اینچنینی از خودم پرسیدم تا راضی شدم که از منوی مرگ ایست قلبی را هم انتخاب کنم. اما واقعیت اساسی تر این است که خوشحالم که منو باز نیست که هر چه از دوست رسد نیکوست. 

 

اگر روزی روزگاری، اینجا بدون خداحافظی و اطلاع قبلی بیش از یک ماه بروز نشد حلال بفرمایید.

/ 4 نظر / 10 بازدید
fericit

سلام این چه حرفیه دختر خوب من ،انشالله سلامت باشی،به مرگ فکر کردن خیلی خوبه ولی نه اینکه مسیر زندگی رو تحت الشعاع قرار بده به نظر من ما خلق شدیم برا زندگی کردن برای لذت بردن از نعمت هایی که خدا بهمون عطا کرده به نظر من خدا نهایت عشق و مهربانی و دلش میگیره اگه بنده هاش فکرای غمگین بکنن فکر مرگ خوبه تا این حد که مصمم بشی که اخلاصت بالاببری برا خدا که نهایت عشق،به نظر من راه بندگی باید طی کنیم و نهایت استفاده از زندگی ببریم مطمئنا خدا مارو تو مسیر زیبایی رستگار میکنه

fericit

سلام ممنون عزیزجان،خواهش میکنم نه منم خدای نکرده نمیخواستم حرفام جنبه نصیحت داشته باشه اصلا در این حدا نیستم چون ،خودم حالا حالاها احتیاج دارم مسیرو بهم نشون بدن منظورم این بود که مسیر مهم به پایان نباید فکر کرد چون وقتی به پایان فکر میکنیم مسیر خوب نمیریم به قول عزیزی که میگفت عرض زندگی ارزشمند تر از طول اونه موفق،موید و پرسوووووووووووووووود باشید

لیلا

سلام صبایی...ای بابا دختر این حرفا چیه ...حالا من فک کنم باید بیام دعوات کنم [چشمک]

آرام

سلام صبا جونی من فکر میکنم مرگ یکباره بهتره. بیماری خیلی زجر آوره. به خصوص اطرافیان از بودنت و از زحمت هات خسته میشن. من اصلا دلم نمیخواد در عمرم مزاحم کسی باشم. ضمن اینکه از اینکه مجبورند پولهاشون رو خرج کسی کنند که امیدی به خوب شدنش نیست حرص میخورند. حتی اگه پولها مال خودت باشه[نیشخند]. خلاصه بعد از 120 سال [خنده] یکباره آدم دور از جون جوونمرگ [خنده] بشه بهتره. حالا که انتخاب کردیم و دیگه غافلگیر نمیشیم بیا به چگونه زندگی کردن فکر کنیم[لبخند].